می دونم برات عجیبه اینهمه اصرارو خواهش
اینهمه خواستن دستات بدون حتی نوازش
می دونم برات عجیبه من با اینهمه غرورم
پیش همه بدیهات چه جوری بازم صبورم
می دونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم
دور میشی من و نبینی باز سراغت و میگیرم
می دونی چرا همیشه من بدهکار تو می شم
وقتی نیستییم یه جوری با خیالت راضی میشم
چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام
می میرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام
می دونم یه روز می فهمی روزی که دنیارو گشتی
من چه جوری تورو خواستم تو چه جور ازم گذشتی