تبليغاتX
Karaj- Offline

Karaj- Offline

و باز ....

باز هم سياه مي پوشم ...در كنج خرابه ی ماندن ، مي مانم منتظر تا از راه برسد و باز هم بگويد برخيز ... كمرم از رفتنش شكست

                                                              

            

 

نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 0:46 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

رسم غریبی است این بودن و این ماندن!

 بوی مرگ از هر سو، شامّه نوازت می شود! ستاره ها چه بی صدا و عاشقانه می میرند! برگهای زرد و خشک پاییزی چه بی رحمانه در زیر پاهایمان به هبوط می پیوندند، در حالی که فریاد خش خش آنها را
می شنویم، اما نمی فهمیم... نمی دانیم... نمی بینیم!!! 

 
 
سالهاست کور شده ایم... قرنهاست که کر گشته ایم... حتی صدای تپش قلب خویش را از یاد برده ایم! سالهاست که قلب را انکار کرده ایم و در سر زندگی می کنیم... سالهاست که بودن را با ماندن اشتباه
 گرفته ایم...


 
رسم ناخوشایندی دارد این زندگی! به صلّابه ات می کشد این زندگی!!!

 
 
پرواز در قفس ممکن نیست!


 
زندگی در سر، زندگی نیست! اسارت است، نابودی است. ذهن و جسم خویش را با صدای ضربان قلبت، 


 
آن جسم ظریف و تپنده هماهنگ کن تا بیاموزی رسم پرواز را...!
 
عشق و پرواز هم آشیان اند. هر دو از یک جنس اند. پرواز کن تا عشق را بیاموزی. روح را از بند جسم


 
بیالای تا سنگینی وجودت مانع پرواز تو نباشد.


 
پرواز با جسم نا ممکن است!!!


 
اگر از دام جسم جستی، بدان که رستی!


 
و این است لحظه ی شروع یک پرواز و شاید شروع زندگی ای متفاوت! (عارفه_2/5/85)

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 10:51 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

شتاب كن...شتاب...

 

ديگر هوايي براي تنفس نيست

 

قاضي سرنوشت من، عاقبت خواستي تا رعشه هاي مرگ را بر اندام بي تابم نظاره كني؟

 

پس شتاب كن....

 

گلويم بي تاب طناب دار فراموشي توست...

 

نفس هايم به شماره افتاده اند...

 

شتاب كن...شتاب...

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 15:17 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

چیه دلم،گرفتی
واسه چی داری گریه میکنی ؟
چیه دلم،شکستی
واسه کی داری گریه میکنی ؟
چیه دلم، غریبی
چی دیدی داری گریه میکنی ؟
میگی گذاشته رفته
اونی که مثل نفس تو بود
میگی دلتُ شکسته
اونی که همه ی کس توبود
میگی دیدی نموندش
پای همه ی حرفهایی که زده بود
دل من میدونم داری دیوونه میشی
امابازبی خیالش
دل من میدونم داری ویرونه میشی
اما بازبی خیالش

نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 0:10 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی :

 گل من باغچه نو مبارک

 

گفتي که دگر در تو چنان حوصله اي نيست گفتم که مرا دوست نداري گله اي نيست رفتي و خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

 

 

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 16:38 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

سه پرنده

 پرنده اولی ، پرواز را دوست نداشت

پرنده دومی، آشیانه را دوست داشت

پرنده سومی، پریدن را دوست داشت

 

پرنده اولی پرواز کرد :

می گویند به سرزمین خوشبختی رفته

پرنده دومی با همه وجودش عشق ورزید:

می گویند هیچ وقت به سرزمین خوشبختی نرفت

پرنده سومی رفـــــت:

می گویند برای همیشه پرواز کرد

ولی به کجا ......

نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 10:14 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو :

من خوب می شناختمش

نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود .

حتی زمان مرگ

آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب

آن بیقرار عشق

چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود . »

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :

شب در میان تاریکی در نور ماهتاب

هر روز در درخشش خورشید تابناک

هر لحظه در برابر آیینه ی زمان

آن دختر سکوت ؛

در انتظار دیدن رویت نشسته بود

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :

« جز تو دلش را به هیچ کس امانت نداد

هرگز خیانتی به دستان تو نکرد

هرگز نگاه پاک و زلال تو را ؛

با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد

تا آخرین نفس ؛

در انتظار دیدن رویت نشسته بود . »

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :

افسوس ! دیر شد ؛ ای کاش !

کمی زودتر می آمدی . »

اما بگو :

« من خوب می دانم

حتی در آن جهان

آن خفته ی خموش ؛

در انتظار دیدن رویت نشسته است

روز ی اگر .......

اما ؛ نه ؛

او هیچوقت دیگر نمی آید

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 10:49 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

نازنینا به تو مینازم و با ناز تو سرگردانم
                   از خودم هیچ نمیدانم و دانم که تو را می دانم
اهل دل صحبت رسوایی ما را ابداً گوش نداد
                تا ببیند که به یک نقطه در این دایره سرگردانم
چکه چکه اگر از سقف دلم چکه کند تنهایی
                بی تو میمیرم و اما به سر قول خودم می مانم

نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 13:4 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

درباره

منم دوست دارم محقق بزرگی باشم
یکی از دوستانم می گفت: تا حالا دیدی اگر کسی مطالب افراد را به نام خودش بیان کنه افرادی که میفهم اند مال خودش نیست به اش می گن:" دزد " ولی اگر همون فرد مطالب چند نفر را صرفاً کنار هم قرار بده و به نام خودش معرفی کنه همه بهش می گن :"محقق"

منم دوست دارم محقق بزرگی باشم. کسی مثل هیچکس...
من همانم که همچون هیچکس در تنهایی کسانی قدم میگذارم و آنها را در آیینه ی بی کسی و در تابلوی رسوایی نشان همگان می دهم.
من همانم که بی نشان در بی کسی همگان به دنبال کسی می گردم که هیچ بودنم را به یکتایی تبدیل کند پس مرا یاری ده که با درد بی کسی بسازم و یا رستگارم کن تا تو را که همچون من مثل هیچکسی بیابم تا با هم به مرز یکتایی رسیم و در یک قدمی پایان به سرآغاز آغاز برسیم.
هیچکس

ناوبری
نویسندگان

parnian کسی مثل هیچکس...
m.parnian

پیوندهای روزانه

آپلود
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها

کارت پستال درخواستی
قالبهای کارت پستالی
دوست خوبم دانیال گلم (قلب شکسته)
بازی و سرگرمی
جزيزه تنهایی من .
جزيره متروكه
sms
سرگرمی
آپلود
دوست خوب و مهربانم (فاطمه خانم)گفته های یکتای من
کلاغ بازیگوش
دوستان خوبم لیلا و امین ( و اما عشق ... )
دوست خوبم مریم خانم
!!!دونه هاي گرم برف
سکوتت ابتدای ویرانی من شد
خوابی که از سرت پرید من بودم
اینم وبلاگ حامد جونم :d
Online Dictionary :: ديکشنری آنلاين
متخصص و جراح قالب وبلاک -
دانلود موزیک های جدید فقط در اینجا
موبایل
سیاوش

آرشیو
آرشیو تاریخی
آبان 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح قالب: آرام