هر که رفت...
پاره ای از دل ما را با خود برد
اما
او که با ماست
او که نرفته است
از او بپرسید که چه می کند با دل ما
-----------------------------------------------------------------------------------
تو بگو چگونه باور كنم ؟!
از هر كه پرسيدم ، گفت فراموشش كن . اما چگونه ؟ هيچكس نگفت . يكي گفت : ديگر بدو فكر نكن . اما
چگونه به او فكر نكنم ، در حالي كه هر لحظه يادش در خاطر من است . ديگري گفت : ديگر به او نگاهي
نكن . اما چگونه نگاهش نكنم ، در حالي كه نگاه تنها مسير ميان من و اوست . ديگري گفت : نگاهش را
ناديده بگير . اما چگونه نگاهش را ناديده بگيرم ، درحالي كه نگاهش در هر آينه پيداست . تمام راه حلها را
امتحان كردم ، اما نشد . هر روز خاطره اش تازه تر است از ديروز و هر روز نگاهش همان نگاه ديروز
است ، همان نگاه اول روز . چگونه مي توانم فراموشش كنم در حالي كه در تك تكِ ستاره هاي آسمان بر
قطره ، قطره ي موجهاي دريا و بر برگ برگِ سبزِ سرو نامش را نوشته ام . و از صداي چكاوك ، و از
صداي بلبل ، و از سكوت قاصدك ، تنها صداي سلام او را مي شناسم . در هر آينه اي ، و بر هر ديواري ،
قابي از نگاهش نصب كرده ام . حال از خود تو مي پرسم : چگونه فراموشت كنم ؟! چگونه ديگر نگاهت
نكنم ؟! چگونه ديگر نامت را نياورم ؟! چگونه ديگر در آينه بنگرم ؟! چگونه ديگر صدايت را نشنوم ؟
! وچگونه ديگر آمدنت را به انتظار ننشينم ؟! اي كاش پاسخم مي دادي . اي كاش فقط براي يك لحظه سكوت
را مي شكستي . از تو مي پرسم : چگونه به آسمان نگاه كنم ، و ماه رخ تو را هر شب تمام نبينم ؟! چگونه
چشمه آب را بنگرم ، و جوشش مهرباني ات از خاطرم نگذرد ؟! چگونه به كوه نگاهي اندازم ، و عظمت و
بزرگي نگاهت را نجويم ؟! چگونه از كنار نسيم بگذرم ، و بوي خوش تو به مشامم نرسد ؟! چگونه موجهاي
دريا را ببينم ، و ياد نام تو روي شنهاي ساحل نيفتم ؟! چگونه ؟! بگو چگونه مي توانم با تمام آنچه دارم ،
هرچند جز نگاهت هيچ ندارم ، وداع كنم و فرض كنم از ابتدا هيچ نداشته ام ؟! چگونه باور كنم حرفهاي
شقايق همه دروغ بوده است ؟! و تمام حرفهاي قاصدك ، و اميد گنجشك، و تمام خاطرات پرستو . چگونه
باور كنم تو ديگر نگاهم نخواهي كرد ؟! چگونه باور كنم زندگي به همين سادگي مسير جاده تو را از من
جداكرد ؟! چگونه باور كنم آن بيابان كه جز برهوت تنهايي نيست خيلي وقت است آغاز گشته است ؟! چگونه
باور كنم سرابي بيش نبودي ؟! چگونه باور كنم جاده سنگدلي اش را براي همگان تنها در زندگي من به
نمايش گذاشت ؟! چگونه باور كنم ماه از سرزمين من گريخت ، بي آنكه مهتابي او را بربايد ؟! تو بگو
چگونه بايد باور كنم ؟!