تبليغاتX
Karaj- Offline

Karaj- Offline

اینگونه باش:
شاد اما دلسوز
ساده اما زیبا
مصمم اما بی خیال
متواضع اما سربلند
مهربان اما جدی
سبز اما بی ریا
عاشق اما عاقل
-----------------------------

كسی نمی داند چه می گذرد

 

 

نمی داند در دفتر زندگی من چه میگذرد

 

جز یاسهای دست تو

 

جز سنگ فرشهای خانه دوست

 

کس چه میداند که با من چه میگذرد

 

کس چه میداند

 

که صدای ناله قلبم از سوی کیست

 

که صدای زنجیر درهای بسته از آن کیست

 

هیچ کس نخواهد دانست

 

که سراب زندگی چیست

 

جز من که سراب را می بینم ,می فهمم

 

چون سراب را در نگاه تو ,در عشق تو دیدم و فهمیدم .

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 12:20 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

عاشقی بس زيباست
 
آه که هر کس در هر گوشه و کناری می کوشد تا به گونه ای ، گرمای
دلپذيرآن را در قلب خود حس کند.
مگر خود تو بارها با چشمانی پر از اشک به آسمان چشم ندوخته ای
و آهی از دل نکشيده ای؟؟
به راستی چند بار از سر کوچه يا خيابانی گذر کرده ای
و نگاهی آغشته به درد به آن انداخته ای؟؟
چند بار در نيمه های شب دست به سوی ستارگان گشوده ای تا سوار بر بال روياهايت ،
لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس کنی؟؟؟
عاشقی دردی است که بی آن ، نه من ، نه تو و نه هيچ انسانی را که
قلبی در سينه داشته باشد، يارای گذر دوران زندگانی نيست.
دردی است که زيبايی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق ديد و نوای اميد
بخشش را در تپش قلب او شنيد..
عاشقی زيباست.همچون لحظه ی ديدار،عاشقی زيباست.....
و عاشقی بس زيباست
 
 
شب شد خورشید رفت افتابگردان عاشق به دنبال افتاب اسمان را جستجو میکرد
ناگهان ستاره ای چشمک زد!
افتابگردان سرش را به زیر افکند گلها خیانت نمی کنند
 
 
 
...!
انکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت
صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم
 
 
 
 

ما لحظات را سپري كرديم تا به خوشبختي برسيم
دريغ كه خوشبختي لحظاتي بود كه سپري كرديم.....

 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 0:33 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

او همیشه می گفت ....
 

می گفت عا شقم ، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسیدم از عشق چه می دانی ؟ برایم از عشق بگو....
گفت:عشق اتفاق است بايد بشينی تا بیفتد!!!
گفت:عشق آسو دگيست ,خيال است...خيالی خوش...
گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت:خواستن و گرفتن و برای خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست ، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود....
گفت: عشق دروغی بیش نیست....

*********************************

گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی........
گفتم:عشق یک ماجراست ، ماجرایی که باید آن را بسازی....
گفتم:عشق درد است ...
گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است...
گفتم: عشق تضاد است....
گفتم:عشق جستجوست ، نرسیدن است...... نداشتن و بخشیدن است....
گفتم:عشق آغاز است , دیر است و سخت است....
گفتم:عشق زندگیست ولی از یه نوع دیگه.....

**********************************
به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ...
گفتم عشق راز است ....
راز بین من و توست و بر ملا نمی شود ....
هیچ وقت پایان نمی یابد . مگر به مرگ.....
آهی سردی کشید....
دیگه هیچی نگفت....
سرشو انداخت پائین و آروم از پیشم رفت.....
**
 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 11:5 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

ليلي گفت : موهايم مشکيست .مثل شب .حلقه حلقه و مواج
دلت توي حلقه هاي موي من است
نمي خواهي دلت را آزاد کني ؟ نمي خواهي موج گيسوي ليلي را ببيني ؟
مجنون دست کشيد به شاخه اشفته بيد و گفت : نه نمي خواهم .گيسوي مواج ليلي را نمي خواهم . دلم را هم .
ليلي گفت : چشم هايم جام سيسه اي عسل است . شيرين .
نميخواهي عکست را توي جام عسل ببيني شيريني ليلي را ؟
مجنون چشم هايش را بست و گفت : هزار سال است عکسم ته جام شوکران است . تلخ .تلخي مجنون را تاب مي آوري ؟
ليلي گفت : لبخندم خرماي رسيده نخلستان است   خرما طعم تنهايي ات را عوض ميکند . نميخواهي خرما بچيني ؟
مجنون خاري در دهانش گذاشت  و گفت : من خار را دوست تر دارم
ليلي گفت : دستهايم پلي است .پلي که مرا به تو ميرساند .بيا و از اين پل بگذر
مجنون گفت : اما من از اين پل گذشته ام . ان که ميپرد ديگر نيازي به پل ندارد .
ليلي گفت : قلبم اسب سرکش عربيست .بي شوار و بي افسار .
عنانش را خدا بريده .اين اسب را با خودت ميبري ؟
مجنون هيچ نگفت .ليلي که نگاه کرد مجنون ديگر نبود .تنها شيهه اسبي بود و رد پايي بر شن
ليلي دست بر سينه اش گذاشت . صداي تاختن مي آمد .اسب سر کش اما در سينه ليلي نبود

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 17:49 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

بيا با برگ هاي يك گل سرخ/به درد زنبقي مرهم گذاري
بزرگترین دورغ دنیا چی است ؟
: این است :در لحظه مشخصی از زندگی مان اختیارمان را برزندگی خود از دست می دهیم و از آن پس سرنوشت بر زندگی ما فرمانروا می شود.
دنیا را به همان صورتی ببینیم که دوست داریم باشد نه به آن صورتی که هست
اصل مساعد : وقتی بخت با ما یار است باید از آن استفاده کنیم وبرای کمک کردن به او هرکاری بکنیم همانطور که او به ما کمک می کند.
 
اگر بتوانی همواره دراکنون بمانی انسان شادی خواهی بود.
زندگی یک جشن است جشنی عظیم چون همواره در همان لحظه ای است که در آن شادیم و فقط در همان لحظه .
راز آینده در اکنون است اگر به اکنون دقت کنی می توانی آن را بهتر کنی و اگر اکنون را بهتر کنی ان چه پس از آن رخ می دهد هم بهتر می شود

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 15:53 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 13:28 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

روزگار بهتري از راه مي رسد ((حامد جونم بخونه ))

It's going to be okay

روزگار بهتري از راه مي رسد
 
Just give tings a little time
كمي شكيبا باش
 
And in the meantime…
و تا آن زمان ...
 
Keep believing in yourself;
خود را باور بدار
 
Take the best of care;
هماره هوشيار باش
 
Try to put things in perspective;
بكوش تا دورنماي همه چيز را در نظر آوري
 
Remember what's most important
مهمترين ها را به ياد بسپار
 
Don't forget that someone cares;
فراموش مكن كه ديگري نگران توست
 
Search for the positive side;
درجستجوي جنبه مثبت (هرچيز) باش
 
Learn the lessons to be learned;
بياموز درسهاي اموختني را
 
And find your way through to the inner qualities;
به سوي گنجينه هاي درون راه بگشا
 
The strength, the smiles,
با تكيه بر توانايي ،  لبخند
 
The wisdom and the optimistic outlook
خرد و خوشبيني
 
Those are such special parts of you
اينهاست پاره هاي يگانه وجودت
 
It's going to be okay
آري روزگار بهتري فرا مي رسد
 
بارين تيلور          

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 13:26 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

‌نوروزتان پيروز هر روزتان نوروز

اميدوارم سالی پر از موفقيت و

 

شادی پيش رو داشته باشيد .

نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 12:41 توسط parnian کسی مثل هیچکس...

درباره

منم دوست دارم محقق بزرگی باشم
یکی از دوستانم می گفت: تا حالا دیدی اگر کسی مطالب افراد را به نام خودش بیان کنه افرادی که میفهم اند مال خودش نیست به اش می گن:" دزد " ولی اگر همون فرد مطالب چند نفر را صرفاً کنار هم قرار بده و به نام خودش معرفی کنه همه بهش می گن :"محقق"

منم دوست دارم محقق بزرگی باشم. کسی مثل هیچکس...
من همانم که همچون هیچکس در تنهایی کسانی قدم میگذارم و آنها را در آیینه ی بی کسی و در تابلوی رسوایی نشان همگان می دهم.
من همانم که بی نشان در بی کسی همگان به دنبال کسی می گردم که هیچ بودنم را به یکتایی تبدیل کند پس مرا یاری ده که با درد بی کسی بسازم و یا رستگارم کن تا تو را که همچون من مثل هیچکسی بیابم تا با هم به مرز یکتایی رسیم و در یک قدمی پایان به سرآغاز آغاز برسیم.
هیچکس

ناوبری
نویسندگان

parnian کسی مثل هیچکس...
m.parnian

پیوندهای روزانه

آپلود
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها

کارت پستال درخواستی
قالبهای کارت پستالی
دوست خوبم دانیال گلم (قلب شکسته)
بازی و سرگرمی
جزيزه تنهایی من .
جزيره متروكه
sms
سرگرمی
آپلود
دوست خوب و مهربانم (فاطمه خانم)گفته های یکتای من
کلاغ بازیگوش
دوستان خوبم لیلا و امین ( و اما عشق ... )
دوست خوبم مریم خانم
!!!دونه هاي گرم برف
سکوتت ابتدای ویرانی من شد
خوابی که از سرت پرید من بودم
اینم وبلاگ حامد جونم :d
Online Dictionary :: ديکشنری آنلاين
متخصص و جراح قالب وبلاک -
دانلود موزیک های جدید فقط در اینجا
موبایل
سیاوش

آرشیو
آرشیو تاریخی
آبان 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح قالب: آرام